مرتضى مطهرى
925
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
استفاده جويان موفق به استقرار يك چنين اجتماع صالحى در ميان همهء بشر نگشته . آيا مىتوان گفت كه اين آرمان ، مقدس نيست ؟ و يا اينكه استثماركنندگان عالم بشريت او را به وجود آوردهاند ؟ اساساً هر روش و آرمان قابل توجه در ميان بشر پيدا شود كه توجه مردم را جلب كند راهزنان و نيرنگ بازانى پيدا شده و سر راه را گرفته و به هر رنگى بوده باشد استفادههايى از اين راه خواهند برد ، مىخواهد مقصدى صحيح باشد يا فاسد ، حق باشد يا باطل . ( 5 ) . و كسانى كه مىگويند : « در آزمايشهاى علمى كه به هر گوشه و كنار جهان سر مىزند اثرى از خدا نمىيابيم » ! اينان مفهوم كلمهء « خدا » را نفهميده و به مقصد مثبتين اين حقيقت پى نبردهاند . آنان كه به خدا معتقدند علتى در صف و رديف علل مادّيه قرار نمىدهند كه زمام برخى حوادث را به دست علل ماديه سپرده و زمام برخى ديگر را به دست « خدا » بسپارند ، بلكه علتى فوق همهء حوادث و علل آنها اثبات مىكنند كه نسبت او به همهء آنها يكسان بوده باشد . مثل خدا و علت و معلولهاى مادى مثل دست و قلم و نوشتهء قلم است . آيا مىشود گفت : ما با چشم ساده و مسلّح خود هر چه به نگاشتههاى قلم نگاه مىكنيم جز اينكه از نوك قلم پيدايش مىيابند چيزى ديگر نمىيابيم و در نتيجه دستى در كار نيست ؟ البته نه ، زيرا قلم با آنچه از نوك وى ترشح مىكند همه و همه از آن دست مىباشد نه اينكه كلمات چندى كار قلم و كلمات چندى كار دست مىباشد . جاى بسى تأسف است كه پس از گذشتن قرنهاى متراكم از سير ممتدّ علم و دانش ، كار يك مدعى دانش به جايى برسد كه به اندازهء يك انسان دور از آبادى نتواند از غريزهء فطرى خود استفاده كند ! يك انسان ساده اگر چه از بيان تفصيلى فكر خود عاجز و زبون است ولى با فطرت خود علت جهان ( خدا ) را از براى جهان ( مجموع علل و معلولات ) اثبات مىكند نه اينكه پارهاى از حوادث را به دست ماده و پارهاى به دست خدا بسپارد . ولى اين مدعى دانش مىگويد : « در آزمايشهاى ما از خدا اثرى نيست » بىاينكه بفهمد اگر خدايى بوده باشد ( چنان كه هست ) آزمايشگاه و آزمايش كننده و آزمايش شونده و خود آزمايش با همهء شرايط كه دارند همه و همه اثر او و از آن اوست . و تازه برگشته و مىگويد : « چون كار زندگى و كاوشهاى علمى ما بى اين فرضيه مىگذرد نيازى به اين كنجكاوى نداريم جز اينكه اشتغال به اين گونه بحثها ما را به